|
دیگه زندگیم داره ته میکشه.... از دلم پیاده شوووو آخرشه........!!!!!!!
|
|||||
| سلاااااام
خانومی؟مریم بانو؟ساز؟نیلوفر؟پروشات؟مهدی؟....؟همگی خوبید؟ خب خدارو شکر... ما هم خوبیم ... آره دیگه بالآخره امتحانات ما هم بعد از یک هفته به تعویق افتادن فردا شروع میشه. وای خدا جون هرچی میخونم انگاری هیچی نخوندم. دیگه موندم چیکار کنم... از معدود دفعاتیه که واسه امتحانام استرس دارم. پیچیدم..!!!! چیزه زیادی واسه گفتن ندارم...فقط همین که ما خوبیم و امید واریم که همه ی شما عزیزان و همه اونایی که دوستشون دارید خوب باشید و شاد. دلم میخواد حرف بزنماااا!!!!!!نیمیاددددد..... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امیدوارم که با هم بتونیم هرچه بهتر تو مسیر خوشبختیه زندگیه مشترکمون قدم بردارم. بای دوستان. درس دارم ... برم... بای
+تاریخ یکشنبه 30 دی1386ساعت 19:8
نویسنده پپر
|
آرهــــــــــــــه قالبمون خرابه!!!!!!
اما من این قالب رو دوست داشتم...چرا اینطوریه؟؟؟؟؟؟ ..... اون مطلب آخریه چیز مهمی نبود.... در مورد درسا بود....! با هم حرف زدیم.... و تصمیم گرفتیم چون امسال سال بسیار سرنوشت سازیه دوتاییمون دیگه زیاد وقتمونو هدر ندیم و زیاد تل حرف نزنیم بچسبیم به درسا! مرسی از نگرانیتون مریم بانو جون و نیلو جون! ما دو تاییمون خوبیم... ففر شیرازه....خیلی وقته...اما هنوز فرصتی پیش نیومده ببینمش! امتحانامون تموم شـــــــــــــــــــــد! بسی شادم! گوشیمم سالمه....دیگه خیلی هواشو دارم....دوستام یه لحظه دست بگیرن کلی سرشون غر میزنم که تورو خدا حواست باشه نیوفته....طرف فکر میکنه ندید بدیدم! ففر رفته یه همراه اول خریده که شماشو کسی نشناسه و بتونه راحت بهم sms بده...الان یه ماهی میشه! باورتون میشه هر روز میره ۱۰ تومن شارژ میخره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینقد مزرخرفه ها! چیز زیادی ندارم تعریف کنم! تازشم:کسی از هدیه خبر نداره؟؟؟ تازشم:قالب رو چیکار کنم؟؟ تازشم:حالا یادم اومـــــــــــد!جمعه شیراز یه برف حسابی اومد...منم همونطور که گفته بودم شنبه ادبیات امتحان داشتم....اما ندید بدید بازی درا ووردم و تا ظهر با همه فک و فامیل ریختیم پشت خونه ما برف بازی....(آخه ما پشت خونه یه جای اختصاصیه کوشولو داریم) بعدشم بس که برف خورده بود تو کلم تا شب سر درد داشتم....بابای نامردم که با بیل برف پرت میکردواسه من بیچاره تازشم:فرهاد خیلی کارت درسته! سلام. : من ففرم
(((الان ساعت ۸:۱۰ و یه نیم ساعتی میشه که مطلبم رو فرستادم . به همه پیوندامون اومدم...همرو خوندم اما نمیدونم چرا حس نظر دادن نداشتم. همتون رو دوس دارم. شرمنده ام به خدا.بااای)))
+تاریخ سه شنبه 25 دی1386ساعت 19:32
نویسنده پپر
|
فرهادم شرمنده به خاطر امروز!
امیدوارم فردا بتونم جوابتو بدم... گیجم! فعلا خودمم نمیدونم چه خبره واقعا! دعا کنین درست شه!
+تاریخ دوشنبه 24 دی1386ساعت 15:30
نویسنده پپر
|
سلااااام سلام.
خوبید که انشا...؟ الهی شکر..ما هم خوبیم.
"مجبور نیستید همرو بخونیدا!! حوصلتون سر میره. داستان از ایجا شروع شد که فردا روزاز اولین برفی زمستون توی شیـــراز و در کل فارس صبح که با پپر جونم تماس گرفتم که خوب با هم گپی زده باشم عشقی رد و بدل کرده باشم فهمیدم که حال پپر خانومیم اصلاً خوب نیست. علت رو که جویا شدم گفت که همچین اتفاقی افتاده و حال خانومیه ما به شدت گرفتست. دیدن همچین وضعیتی هیچ وقت برام ممکن نبوده. پس تو اولین فرصت یه بلیط واسه شیراز گرفتم و بعد از چهار ساعت رسیدم شیراز. یه دو ساعتی از مسیر رو با گلی جونم میحرفیدم. بمیرم الهی، حالش کلی گرفته بود. بچم خورده بود تو ذوقش. خلاصه بگذریم..... رسیدم شیراز و قرارمون بر این شده بود من برم در خونه پپر اینا و گوشی رو ازش بگیرم. حالا اینکه با چه دردسری موفق به گرفتن گوشی از خانومی شدم بماند. (بمیرم الهی طفلک بچَم کلی استرس و ترس و نگرانی داشت) فرداش هم با پپر قرار گذاشتیم(همون روز قندیلی) تا گوشیه سوسولشو بهش بدم. گوشیَرو دادم و طرفای بود که 6 بو د که دیگه میخواستم برگردم، رفتم ترمینال و تا 8 اوتوبوس گیرم نیومد.8ی هم گیرم اومد یه 50 کیلومتری از شیراز که خارج شده بودیم آقا پلیس جلومون رو گرفت و گفت: نه!نه! از این به بعد راه مسدوده. ما هم برگشتیم و امروز ساعت 6 صبح حرکت کردیم به طرف این دیار غریب. بلآخره تموم شد این قصه ی خرابیه این گوشیه سوسول. بـــــــــــــــــــــــه، کلی مخ خوردما
+تاریخ چهارشنبه 19 دی1386ساعت 19:19
نویسنده پپر
|
سلامممممممممممم!
چطوریییینن؟؟ خوبین؟ منم خوبم... ففرم خوبه... همه چیز خوبه.. وای ولی خیلییییییی سردهــــــــــــــه!!!!!!!!دیروز ففر اومد دنبالم بریم یه جزوه بدم به شری دوتایی قندیل بستیم تا رسیدیم!!!!! از گوشیم بگم که بدجوری زده تو ذوقم.... دوشنبه صبح همینجوری خود به خود خاموش شد به هر کی میگفتم میگفت LCDیش سوخته...منم کلی حرص خوردم که به همین زودی خراب شده!!! به ففر خبر دادم اونم سریع السیر پاشد اومد شیراز...فکر کـــــــن!تو این امتحاناشون!بمیرم من این بنده خدا حدود ۲ هفته پیش بدجور از دستم ول شد تو اوج عصبانیت...داغون شد بیچاره...! خلاصه ففر با کلی زحمت اومد در خونمون دیگه ازون موقع کلی میترسم بهش دست بزنم...کلی هواشو دارم! ولی در کل خیلی سوسوله! کوزت جون اگه میخوای بخری باید خیلی مواظبش باشی چون خیلی حساس و ظریفه...ممکنه اذیتت کنه...به هرحال قیمتش ۲۵۰ تومن هست!ولی در کل گوشی خیلی خوشکلی هست منکه خیلی دوسش دارم! دیگه بگم.... امتحانامون شنبه تمومن....اینقد خوشحالم!!!!امروز امتحان تاریخ دارم...فردا زبان و شنبه ادبیات.... تاریخ رو تموم کردم...میام خونه میخوام شروع کنم ادبیات بخونم که جمعه راحت باشم.....زبان و هم که من کلا واسه امتحانای مدرسه هیچوقت زبان نخوندم و نخواهم خوووووووند!!!!!!! دیگه از چی بگم... آها بهتون نگفته بودم دخترخالم یه نینی خوردنی ناز گیرش اومد....دختره!اسمشو گداشتم آرا(بمعنی آراسته)....نمیدونم منکه خوشم نیومد از اسمش!!!ولی خیلی خوشکله نینیشون! خواهر زنداداشمم دیروز یه دختر گیرش اومد...بیچاره نینیش پاش شکست!با وجود اینه دکتر خیلی خوب بوده توی بیمارستان دنا هم بوده!!!! تازشم پسر عمم میخواد یه پسر گیرش بیاد! منم میخواااااااااااااااااااااام!!!!!
+تاریخ چهارشنبه 19 دی1386ساعت 11:6
نویسنده پپر
|
سلام. خوبید همگی؟ ما خیلی دوستون داریما!میدونید که؟ آخه این چند سری آخری پپر و یه دو سه تا از شما دوستان گفته بودید که چرا وقتی مطلب میریزی نمیگی که ففری... منم این سری گفتم که! خب.... بیایم و شروع کنیم.... امتحانات من از ۲۴/۱۰ شروع میشه.... منم با اجازتون کلاسم امروز تموم شد... آماده شده بودم که حرکت کنم و بیام سمت شیراز... حتی سوار اتوبوسم شدم و خواستم که حرکت کنم ولی چه کنم که قسمت نبود... آخه میدونید چیه؟! اگه بیام شیراز خیلی نمیتون خوب درس بخونم.. قرار شد با دو تا از دوستام همین جا بمونیم و بخونیم. ...... نمیدونم چی دارم میگم.... بمیرم الهی واسه پپر.... هم اون و هم خودم کلی دلمون میخواست که من شیراز باشم........ اما نشد. یعنی صلاح رو در این دیدیم.. خـــــــــــــــب..... بگذریم... شماها چطورید؟خوبید که انشااله؟ هیچی دیگه! الآن داشتم با پپر حرف میزدم.به اونم گفتم که دارم علکی کله ی شماهارو میخورم. پس خودتون ببخشید. موفق باشید.... واسه ما هم دعا کنید.... ـــــــــــــــــــــــــ کریسمس مبارک باشه.... البته با کلاسش میشه تولد حضرت مسیحا(ع)... به هر حال مبارک
منم پپر!
اشکال نداره فدات شم...... با وجود اینکه دیشب دلم خیلی گرفت اما الان که بهش فکر میکنم میبینم خیلی کارت درست بود مرسی که به فکر آیندمونی عزیزم....! به مامانم بگم کف میکنه...! با این پشتکاری که من از تو میبینم حتما امتحاناتو خوب میدی قربونت برم! درست بر عکس منی تو! تازشم:این و ادامه مطلب خودت نوشتم که همینجا نظراتو بگیری که بعد نگی من بلافاصله بعد از تو مطلب میریزم که هیشکی به تو نظر نده! تازشم:چرا گاهی آدما یه عکس العمل غیر منتظره واسه محبتی که بهشون میکنی نشون میدن؟؟؟؟ تازشم:تصمیم گرفتم ازین به بعد واسه خودم زندگی کنم و به اطرافیا زیاد اهمیت ندم که بخوام زیاد اذیت شم و اذیتشون کنم!... (ففراستثنا! تازشم:دوستون دارم!
+تاریخ چهارشنبه 12 دی1386ساعت 20:15
نویسنده پپر
|
سلام سلامممممممم
چقدر وقته نیومدما!!!!! دیروز اومدم یه مطلب بریزم اما هرچی زدم ثبت شه بلاگفا گفت به علت ترافیک و این حرفا نمیشه!
الانم باید زودی برم که فردا امتحان فیزیک دارم! درسامون سختن بخدا..... دعا کنین واسمون..هم من هم ففر...! تازشم:گوشیمو خاموش کردم دادم مامانم که تو ایام امتحانات شیطونه گولم نزنه! تازشم:ففر خیلی مهربونه! تازشم:این مطلب قبلی ففر نوشته بود....نمیدونم چش بوده!..من خوبم!اونم خوبه! تازشم:منو ببخشین این همه دیر میام و نمیرسم تند تند بهتون سر بزنم!....ایشالا بعد از امتحانام میترکونم باز! تازشم:یادتون نره واسه امتحانا مون دعا کنین!
+تاریخ دوشنبه 10 دی1386ساعت 10:20
نویسنده پپر
|
کلی مطلب نوشتم.
خوشم نیومد. پاکش کردم سلام. خوبید؟ خداحافظ. شده تا حالا یه چیزی ذهنتون رو مشغول کنه خودتونم ندونید چیه؟!؟! منم الآن اینطوریم. بای
+تاریخ پنجشنبه 6 دی1386ساعت 17:19
نویسنده پپر
|
|
|||||